مقایسه زنجیره ارزش و زنجیره تأمین

در تجارت، برای هر کسی که بخواهد سود خود را ببیند، فرایندهای خاصی وجود دارد. یکی از این فرایندها، اجرای یک زنجیره ارزش موثر است. گاهی به آسانی زنجیره ارزش و زنجیره تامین، با یکدیگر اشتباه گرفته می شوند. البته در ظاهر تفاوت زیادی با یکدیگر ندارند، اما تفادت بین این دو بسیار زیاد است. ما قصد داریم نگاهی عمیق به زنجیره ارزش بیندازیم و همچنین برخی شباهت ها و بیشتر تفاوت های آن با زنجیره تأمین بررسی کنیم.

تعریف مایکل ای. پورتر از زنجیره ارزش

به زبان ساده، زنجیره ارزش مجموعه فعالیت های ورودی است که یک شرکت برای ایجاد ارزش برای مشتریان با ارزش خود انجام می دهد. بسیار ساده است. برای اینکه شرکت ها بتوانند درآمدی کسب کنند، باید محصولی ایجاد کنند. که اغلب مجموعه ای شامل یافتن ماده اولیه برای تولید کنندگان یا فقط بسته بندی و بازاریابی برای خرده فروشان است.

سوال اینجاست که چگونه شرکت ها می توانند ورودی شان را به خروجی تبدیل کنند تا به مشتریان ارائه دهند. ترفند انجام این کار به گونه ای است که نتیجه کل فرآیند داشتن خروجی است که ارزش بالاتری نسبت به کل فرآیند ایجاد آن دارد.

یک مثال برای روشن کردن این موارد شرکت های تولیدی می باشند. آنها مواد اولیه را می گیرند و از این محصول برای تولید محصولی که برای عموم مردم مفید است استفاده می کنند. پس از آن، نوبت به خرده فروشان می رسد. آنها این محصولات را می گیرند، آنها را به گونه ای بسته بندی می کنند که وقتی به کاربر نهایی ارائه می شود، باعث ایجاد ارزش برای زندگی می شود اما مهمتر از همه، خرید آنها برای مشتری راحت است.

بهترین مثالدر این مورد شرکت بیمه است. آنها بیمه نامه ای را با نرخ مقرون به صرفه به مشتریان خصوصی ارائه می دهند. چیزی که اکثر مردم متوجه آن نیستند این است که این شرکت های بیمه نیز باید بیمه دریافت کنند. آنها این کار را با امضای بیمه نامه های بیمه مجدد بسیار بزرگتر انجام می دهند، بنابراین اطمینان حاصل می کنند که بیمه نامه هایی که مشتریان آنها خریداری می کنند، توسط کسی که مجهز به پوشش هزینه های لازم است، تضمین می شود. اگر فردی بخواهد بیمه نامه مجددی را تهیه کند، هزینه آن بسیار زیاد است. بنابراین کاری که شرکت بیمه شما انجام داده است، این است که هزینه آن را می گیرد، آن را به رقم مقرون به صرفه تقسیم می کند و آن را به روشی مناسب به شما ارائه می دهد. به این ترتیب، بیمه مورد نیاز خود را دریافت می کنید و شرکت بیمه نیز سود مورد نیاز خود را به دست می آورد، همه برنده می شوند. این جوهره ایجاد یک زنجیره ارزش است.

میزان سود یک کسب و کار با توجه به کیفیت ارزشی که ایجاد می کند تعیین می شود. دلیل اینکه هر فروشگاه گران قیمت برای کالاها و خدمات خود، هزینه قابل توجه بیشتری صرف می کند، این است که ارزش بهتری برای مشتریان خود ایجاد کند. یا این که آنها فقط مشتریانی ثروتمندتر را که می توانند هزینه بیشتری خرج کنند، هدف قرار می دهند.

اما با ثروت بیشتر، استانداردها و انتظارات نیز بالاتر می رود، این بدان معنی است که فروشگاه باید بتواند محصولات بهتر و مناسب تری را ارائه دهد تا خواسته ها و انتظارات مشتریان خود را برآورده کند.

به زبان ساده:

ارزشی که یک کسب و کار ایجاد و تصرف می کند – هزینه ایجاد و گرفتن آن ارزش = حاشیه سود آنها

 

پورتر یک دیدگاه کلی برای زنجیره ارزش ارائه داد. وی می گوید که نحوه ارزش گذاری یک شرکت برای مشتریان خود، هزینه ها را تعیین می کند و بنابراین بر سود نیز تأثیر می گذارد. وی می گوید که چندین جناح یا عنصر در زنجیره ارزش دخیل هستند:

عناصر اولیه شامل ایجاد فیزیکی یک محصول، بسته بندی، بازاریابی، فروش و نگهداری آن است. از طرف دیگر، فعالیتهای پشتیبانی شامل فرایند و بخشهایی است که به عناصر اولیه کمک می کند تا به بازی بپردازند؛ مواردی مانند دفتر تدارکات، بخش منابع انسانی، بخش فنی و زیرساخت های کسب و کار. همه این جناح ها در زنجیره ارزش وارد عمل می شوند.

تفاوت های بین زنجیره ارزش و زنجیره تأمین

به زبان عامیانه، زنجیره تأمین چیزی است که اطمینان می دهد محصولی که برای شما بسیار ارزش دارد واقعا به دست شما می رسد. برخی از مواردی که ما استفاده می کنیم در نیمه راه فروشگاه رفاهی محلی شما تولید می شوند. بنابراین یک زنجیره تامین شامل ذخیره سازی و حمل و نقل عمده است.

تفاوت عمده بین زنجیره تأمین و زنجیره ارزش این واقعیت ساده است که در داخل یک زنجیره تأمین، هیچ ارزش افزوده ای وجود ندارد. در یک زنجیره تأمین، تمام کارهایی که انجام می شود انتقال است. یک محصول یا ماده از یک شرکت یا از یک سر آن گرفته شده و به دیگری منتقل می شود. البته روشهایی از جمله ذخیره سازی مناسب و حمل و نقل دقیق وجود دارد اما این در مورد آن است.

در زنجیره های ارزش، به همان اندازه که حمل و نقل و مقداری هم انبارداری صورت می گیرد، هدف اصلی یک زنجیره ارزش، افزودن ارزش به محصول است تا بتوان آن را در معرض دید مشتری قرار داد. این امر اغلب از طریق بسته بندی، بازاریابی و فروش حاصل می شود.

همانطور که گفته شد، یک زنجیره تأمین به اندازه یک زنجیره ارزش، برای دنیای تجارت مهم است. بدون یکی یا دیگری، ما به راحتی در یک کابوس منطقی غیرممکن غرق خواهیم شد.

زنجیره های تأمین تنها چیزی است که جهان را به هم متصل می کند. محصولی که در قاره ای تولید شده یا تولید می شود و فقط در درس جغرافیا نام آن را شنیده اید برای مصرف روزانه شما ضروری است. دلیل اینکه همیشه شما این محصول را در قفسه های فروشگاه براحتی پیدا می کنید این است که زنجیره های تأمین هرگز آرام نمی گیرند. والا باید ماه ها صبر کنید تا بتوانید کالای مورد نیاز خود را تهیه کنید. این یک روش بسیار ساده برای بررسی زنجیره های تأمین است که مفهوم کلی را نیز نشان می دهد. دنیای ما اینگونه جریان دارد. جدا کردن این دو از این جهت دشوار است که بیشتر عملکردهایشان با هم تداخل دارند.

هم زنجیره تأمین و هم زنجیره ارزش به حمل و نقل و انبارداری نیاز دارند. تفاوت عمده ای که قبلاً ذکر شد این است که با وجود یک زنجیره تأمین، دیگر نیازی به برخی عملکردها مانند بسته بندی یا بازاریابی محصول نیست. حداقل مستقیم به دست مشتری نمی رسد. زنجیره های تأمین، خودشان فقط برای شرکت های دیگر بازاریابی می کنند.

این بیشتر یک عملکردB2B است در مقایسه با زنجیره های ارزشی که کاملاً مشتری مدارند تا بتوانند از این طریق نتیجه بهتری به کسب و کار بدهند. هدف ما از کار با زنجیره های تأمین یافتن راه هایی برای افزایش کارایی از طریق دقت و اتوماسیون است.

این تمرکز به ما امکان می دهد که ROI سریع برای مشتریان خود ببینیم و همچنین ارزش را به مشتری نهایی در قالب خدمات عالی مشتریان افزایش دهیم.

منبع: کوئیک استاک

نویسنده: جیمز وانگ( او یک دانشمند کامپیوتر آمریکایی چینی-آمریکایی است. وی استاد دانشکده علوم و فناوری اطلاعات در دانشگاه ایالتی پنسیلوانیا است. وی همچنین استاد جایگزین برنامه علوم زیستی مولکولی، سلولی ؛کارشناسی ارشد علوم محاسباتی خرد؛ و برنامه تحصیلات تکمیلی تجزیه و تحلیل داده های اجتماعی است. وی مدیر مشترک آزمایشگاه سیستم های اطلاعاتی هوشمند است.)

 

مترجم: معصومه صالحی وزیری


مایکل ای. پورتر: مایکل یوجین پورتر یک دانشگاهی آمریکایی است که به دلیل تئوری های خود در زمینه اقتصاد، استراتژی تجارت و اهداف اجتماعی شهرت دارد. وی استاد دانشگاه بیشاپ ویلیام لارنس در دانشکده بازرگانی هاروارد است و یکی از بنیانگذاران شرکت مشاوره The Monitor Group و FSG، یک مشاوره ای در زمینه تأثیرات اجتماعی بود.
B2B= business to business= تجارت با تجارت
ROI= Return On Investment( بازگشت سرمایه (ROI) معیار عملکردی است که برای ارزیابی کارایی یک سرمایه گذاری یا مقایسه کارایی تعدادی از سرمایه گذاری های مختلف مورد استفاده قرار می گیرد.)

 

این مطالب را نیز ببینید!

چگونه می توانیم یک زنجیره تأمین پایدار ایجاد کنیم؟

  با توجه به اینکه تمرکز رهبران صنعت بر روی شیوه های پایدارتر است، انتظار …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *