تخلیه روستاها؛ بی‌هویتی شهرها

0
مزرعه سبز: در فرایند توسعه، از دهه 50 میلادی به بعد، پایتخت ها و شهرهای بزرگ در آسیا، خاصه خاورمیانه و امریکای لاتین، درگیر حاشیه نشینی شدند.
عامل این پدیده بیش از آنکه به شهروندان و مردمان آن کشورها مرتبط باشد، نتیجه تصمیمات نادرست و عدم برنامه ریزی دولت های آنهاست.
در ایران، ما با دو موج مهاجرت، ابتدا دهه چهل با اصلاحات ارضی و سپس پیروزی انقلاب اسلامی روبرو بودیم.
در این میان، روستاهای کشور (پایگاه های امنیت غذایی) دستخوش چندین تغییر شدند:
الف: برخی خالی از سکنه،
ب: برخی با چند روستای دیگر تجمیع و تبدیل به شهر،
ج: روستاهای در حاشیه شهرها به آنها پیوسته و شهرهای بزرگتری را ایجاد کرده
د: برخی همچنان به حیات خود به طور مستقل ادامه می دهند.
در این میان، گونه دیگری از سکونتگاه ها که اساساً روستا نبوده و به غلط آنها را روستا نامیدند، در حاشیه و حریم شهرها ایجاد شدند.
این نوع اخیر، نظیر دشت «نمه» منطقه 5 و محله زیتون منطقه 13 تهران، ابزاری جهت فشار و محدودیت بر روستاهای واقعی در اطراف شهرهای بزرگ خاصه پایتخت شده که قدمت این روستاها چندین برابر خود تهران است.
طبق ماده سه (تبصره های پنجگانه) ” قانون تعاریف محدوده و حریم شهر، روستا و شهرک و نحوه تعیین آنها” مصوب سال 1384 مجلس شورای اسلامی، “تمامی روستاهای کشور (دارای طرح هادی و فاقد آن) باید دارای محدوده و حریم مستقل بوده و شهرداری شهر مجاور حق دخالت در ساخت و ساز و سایر امور روستا را ندارد”.
اما متاسفانه طی 15 سال گذشته که حداقل دوبار طرح های هادی در کشور مورد بازنگری قرار گرفتند، ظاهراً برای هیچکدام از روستاها ، محدوده و حریم مستقل مصوب نشده و این موضوع مستمسکی برای اعمال انواع محدودیتها توسط شهرداریهای شهرهای بزرگ از طریق اداره حریم و حریم بانی شده است. همچنین بر اساس آئین نامه نحوه بررسی و تصویب طرحهای توسعه عمران محلی، ناحیه‌ای، منطقه‌ای و ملی و مقررات شهرسازی و معماری کشور مصوب مورخه 1378 هیأت دولت.
طرح هادی روستایی طرحی است که ضمن ساماندهی و اصلاح بافت موجود، میزان و مکان گسترش آتی و نحوه استفاده از زمین برای عملکردهای مختلف از قبیل مسکونی، تولیدی، تجاری، کشاورزی، تأسیسات، تجهیزات و نیازمندیهای عمومی روستایی را بر حسب مورد در قالب مصوبات طرحهای ساماندهی فضا و سکونتگاههای روستایی یا طرحهای جامع ناحیه ای تعیین می‌نماید.
اما این روستای مورد بحث دارای حوزه هایی است که بدان خواهیم پرداخت:
-ساکنان روستاها : اول آنکه طبق آمار رسمی کشور (مرکز آمار 1396) جمعیت روستایی بیش از 20 میلیون نفر و قریب به 26 درصد از کل جمعیت کشور را شامل می شوند.
در همین رابطه امروزه شهرهای بزرگ در نتیجه مهاجرت در دهه های گذشته دارای مشکلات زیادی هستند.
در مقابل، برخی گروه‌های مردمی به دنبال فضایی جهت دوری از مشکلات شهری هستند. این تحرک، منتج به شکل گیری موج مهاجرت دیگری در خارج از قلمرو شهرها و با ایجاد خانه‌های دوم در روستاهای نزدیک شهرهای بزرگ در قالب مهاجرت معکوس روستایی شده است.
مخالفان توسعه طرح هادی در روستاها، از این گروهِ مردمی به عنوان «خوش نشینان لوکس نشین» تعبیر می‌کنند.
لیکن مهاجرت معکوس و حضور این گروه از افراد در روستا، نه تنها تهدیدی برای آبادانی روستاها نیست بلکه میتوان به حضور این قشر از مردم در روستاها به عنوان فرصتی برای رونق روستاها نگریست. ضمن آنکه روستاهایی که خالی از جوانان شده با حضور مهاجران معکوس، امکان پایداری و تداوم حیات را پیدا می کنند.
همچنان که صاحب نظران معتقدند اصلی‌ترین ثروت روستا ، اهالی آن روستا هستند و بستر پیشرفت روستاها، مشارکت اهالی روستا در تمامی مراحل «تصمیم گیری و طراحی»، «اجرا و بهره برداری» و « نظارت و ارزیابی» است و فقدان مشارکت مردمی ، کارآمدی طرحها و سرمایه اجتماعی را کاهش و هزینه ها را افزایش می دهد.
از این رو، حمایت و مشارکت این گروه از ساکنان روستاها، نقش بسزایی جهت توسعه و آبادانی روستایی، ایجاد اشتغال، افزایش تولید و … خواهد داشت.
از طرف دیگر “روستاییِ امروز” در اصل همان انسانِ”شهری” است که در جایی که ما اسم آنرا روستا می گذاریم، زندگی می کند. بر این اساس، برای توفیق در برنامه های موسوم به توسعه روستایی لازم است اساساً مفهوم و معنای روستا در فضای اجتماعی و کارکردی جدید مورد بازبینی و تعریف دوباره قرار گیرد. نمونه آنرا می توان در انتخابات اخیر شوراهای اسلامی روستایی و همچنین عمران روستاها مشاهده نمود.

منابع مالی

با توسعه طرح هادی روستایی و تدوین دستورالعمل های اجرایی و نظارت منسجم، هر گونه خرید و فروش زمین، ساخت و ساز و … حتی در حریم روستاها با مدیریت و نظارت بنیاد مسکن که وظیفه ذاتی آنهاست، شکل قانونی به خود گرفته (با الزام دفاتر خرید و فروش املاک) و هزینه‌هایی که صرف تخریب (برخی) بناهای غیرمجاز می شود – به نقل از مدیرکل حریم شهر تهران، حدوداً سه تا چهار میلیارد برای تخریب هزینه شده است – به امور عمرانی و توسعه‌ای روستاها و یا خدمات حوزه حریم (که اکنون فاقد آن هستیم) اختصاص یابد.
علاوه بر هزینه تخریب، هدر رفت منابعی که در ساخت و ساز به کار رفته است، مضاف بر اتلاف سرمایه‌های ملی کشور، هزینة دیگری است که می توانست در محل توسعه و عمران روستایی از آن استفاده کرد.

نظام کالبدی و ریخت روستایی

توسعه طرح هادی روستاها، تدوین یا تکمیل قوانین و مقررات «معماری روستایی» و مهمتر از آن اجرای اصولی و نظارت منظم بر آن را به دنبال خواهد داشت.
مواردی از قبیل استفاده از پوشش آسفالت در معابر روستایی، ساختمان سازی به سبک شهری، بلوار بندی، حصار کشی زمینها، نمای ساختمانها و … به سبک و سیاق شهرها، از جمله مواردی است که توجه به آن در نگاه اول تمایز بین شهر و روستا را نمایان نمی‌کند و در هر منطقه از کشورمان، نماد معماری روستایی آن اقلیم که هویت و مزیت نسبی فرهنگی و طبیعی آن است، باید مد نظر باشد.

تولید و اشتغال در روستا

حیات اجتماعی و اقتصادی در قلمروهای روستایی در کشورمان به آب وابسته است که تبعات کمبود آب، مشکلات اقتصادی، تأمین نشدن هزینه روستاییان و به دنبال آن، مهاجرت روستاییان به شهرها و کاهش تولید و اشتغال در روستا را به دنبال دارد.
امروزه کلیه امور کشاورزی (اعم از باغداری، زراعت، دامداری و حتی زنبورداری) در مناطق روستایی به سه شکل خود را نمایان کرده است: کشاورزی فانتزی (دلی و احساسی)، هویتی (به دلیل منزلت اجتماعی و نسق و ریشه) و صنعتی. اما نکته اساسی این است که بجز کشاورزی صنعتی که آنهم نیازمند مصرف آب فراوان است (بعنوان مثال آب مصرفی برای تولید یک کیلو گوشت قرمز معادل 200 لیتر است) هیچکدام از موارد دیگر دارای مزیت نسبی نیست ، مضاف بر اینکه اساسا روستاهای اطراف شهرهای بزرگ و خاصه تهران، دارای مزیت نسبی کشاورزی نبوده و باید روی مزیتهای گردشگری فرهنگی، طبیعی، بوم گردی و اکوتوریسم برنامه ریزی کرد.
توسعه طرح هادی روستایی با رویکردهای مختلف میتواند با برنامه ریزی و جانمایی حوزه ها، زمینه اشتغال در روستاها و بازگشت روستاییان را فراهم نماید. با این نگرش، توسعه و بازنگری طرح هادی روستاها زمینه ساز توسعه روستایی به عنوان بخشی از برنامه توسعه کشور خواهد بود.
ممانعت از توسعه طرح هادی با تأکید بر «بی اثر شدن طرح هادی با تبدیل روستاهای تهران به خوابگاه و کلونی‌های جمعیتی » زنگ خطر و مهر تأییدی بر گفته سید مجید حسینی مشاور اسبق شهردار تهران است که معتقد است به دلیل اینکه استراتژی توسعه کشور، ضد روستا و تولید است، روستاها در آینده از بین خواهند رفت.
وی همچنین بر این نکته تأکید می کند که بایستی نه فقط به «ساختار روستایی» بلکه به «اقتصاد روستایی» برگردیم.

مسکن

به نظر مسئولان سیاسی و کارشناسان مسکن، کمبود سرپناه و‌مسکن یکی از نیازهای اساسی امروز کشور است و بنظر میرسد که دغدغه اساسی مسئولان کشور خصوصا شخص رئیس جمهور (که یکی از وعده های انتخاباتی ایشان ساخت مسکن و حمایت از ازدواج جوانان (که مسکن از شروط لازم آنست) تامین مسکن برای تمامی اقشار جامعه است.
در همین رابطه، دولت‌عزم خود را با وجود مشکلات فراوان اقتصادی، برای ساخت بیش از چهار میلیون مسکن جزم نموده‌که یکی از پیشنهادات مهم دولت برای حل این ابر چالش ، قرار دادن زمین رایگان و تسهیلات مسکن است. در چنین شرایطی که ‌دولت تمامی امکانات بالقوه کشور را بسیج کرده، متاسفانه برخی به هر دلیل در مقابل این سیاست حمایتی قرار گرفته و کارشکنی می کنند درحالی که با وجود زمینهای فراوان و ارزان روستایی (در نزدیک شهرها) و متعاقبا در اختیار قرار دادن تسهیلات مناسب، بخشی از خواست مسکن کاهش پیدا کرده و فشار کمتری بر منابع مالی دولت و منابع طبیعی (جهت واگذاری زمین جهت ساخت مسکن) وارد می شود.
همچنین به لحاظ سیاسی، فشار کمتری دولت و حاکمیت را از سوی حاشیه نشینان و محرومین حاشیه شهرهای بزرگ، تهدید می کند (تحلیل از وقایع آبان ۹۸).
به عنوان روستازاده و محقق روستایی که اغلب روستاهای کشور را دیده و مطالعه کرده، به جرات می توان اظهار کرد بجز روستاهای حلقه مرزی و مناطق دور از مراکز استانها ، شاید روستایی را نتوان یافت که در شعاع 10 تا 20 کیلومتری شهری بزرگ قرار داشته باشد و با وضعیت فلاکت بار و بد ریختی روستاهای شهر تهران روبرو باشد.
روستاهایی که فاقد امکانات اولیه (از جمله آب شرب مناسب، برق پایدار و بدون نوسان و قطعی، گاز (اگرچه طی یکی دوسال اخیر ظاهرا تمامی روستاهای شهر تهران دارای گاز شدند) و حتی راه مناسب) بوده و به برکت مدیریت و نظارت شهرداری و حریم بانان به بیغوله و حلبی آبادهایی تبدیل شدند درحالیکه که رئیس اداره حریم تهران این مناطق را دارای ” خانه های لاکچری ” معرفی می کند.
این شرایط ضمن ناپایداری و فاقد استاندارد بودن، امکان بروز هر گونه آسیب های اجتماعی را فراهم آورده و نه تنها روستاهای امروز، پرچمدار فرهنگ و هویت اصیل روستایی و دانش بومی نبوده بلکه به یک ضد ارزش و ضد فرهنگ تبدیل شدند. اعضای شورای شهر تهران، شهرداری و خاصه اداره حریم با ابراز نگرانی در خصوص حریم تهران که آنرا ذخیره آیندگان و ریه های شهر می دانند، متاسفانه از حق فرزندان و آیندگان در مقابل فروش تراکم و حتی ارتفاعات شمال و غرب تهران که به گونه ای ریه های شهر هستند، غافل شده و اذهان عمومی را به غلط بسوی دیگر رهنمون می کنند.
همچنین از تدبیر مسایلی همچون بی آر تی خوابی (به نقل از تجارت نیوز)، اجاره و زندگی در کانتینر و کانکس (به نقل از همشهری)، اجاره پشت بام‌ها جهت خواب یا زندگی (به نقل از ایرنا)، گور خوابی (به نقل از آپارات و عصرایران) عاجزند و یا غافل شدند. (اگر چه اختصاص یک طبقه از طبقات چهارگانه دیوان عدالت اداری نشان فعالیت شبانه روزی شهرداری و ادارات زیرمجموعه آن در خدمت دهی به شهروندان و حاشیه نشینان دارد).
به عنوان مثال، روستای همه سین در فاصله 6 کیلومتری از شهر تهران با قریب به سه قرن سابقه و قدمت، فاقد امکانات اولیه رفاهی و زندگی بوده و متاسفانه در حکومت طاغوتی شاهنشاهی مورد دست اندازی قرار گرفته و تمام روستا تخریب و به اسطبل اسب و تفریحگاه تبدیل شده بود، خوشبختانه پس از انقلاب و با کمک نهادهای انقلابی امکان بازگشت صاحبان اصلی زمینها به محل آباء و اجدادیشان فراهم شد، اما پس از گذشته بیش از چهار دهه نه تنها به حقوق اولیه خود نرسیدند بلکه هر روز به دلیل غفلت تصمیم گیران در خصوص تهیه طرح هادی (اعمال کمتر از 10 درصد از مستثنیات و عدم لحاظ حریم برای روستا) و اهمال در بازنگری آن، تحت فشار شهرداری و اداره حریم قرار گرفته و در یک تعارض و دور باطل عدم خدمت دهی شهری از یک طرف و ممانعت از حفظ و حصارکشی اراضی که افراد دارای اسناد چندصدساله بوده و بلحاظ قانونی در حیطه اختیارات جهاد کشاورزی و بنیاد مسکن است، پرسه می زند.
اخیرا رییس اداره حریم تهران، ساکنین و مالکین روستاهای تهران را «خوش نشینان لوکس نشین» نامیده است. از قول یکی از ساکنین همین روستاها، چندین مفهوم را بازتعریف می کند:
بهترین معنی و تشریح «خوش نشینان لوکس نشین»، «مردگان بی کفن» و حریم بانان را «گرگ های چوپان نما»، تعبیر می کند. خوش نشینان لوکس نشین ترکیبی متناقض و مضحک است که معنا پیدا نمی کند و در این برهه، چه طیف و گروهی آن را ساخته اند؟

و امّا حریم چه مختصاتی دارد:

محل انبوهی از سگان گرسنه ولگرد که صدای واق واق آنها تا حریم مقدس ویلانشینان 700 میلیاردی لواسان هم شاید برسد چه رسد به ساکنین و به قول این ظالمان، هجوم برندگان به حریم!
کسی نیست گوید خوش انصاف چرا رد گم می کنید؟
اگر حریم و حریم بانان را بیشتر معنا کنیم، رسوایی و بویِ بدِ آن تلکه بگیرانِ وظیفه شناس را بیشتر نمایان و بی‌آبرو می کند. شاید فریاد رسانی هم باشند و دست رد به سینة نامحرمان بزنند.

عبدالله آبادی خواه

74 / 100
مقاله قبلیکاهش ۴۰ درصدی جمعیت زنبورهای عسل در کشور
مقاله بعدیبرداشت بی‌رویه شن و ماسه بلای جان رودخانه‌های شمال

پاسخ شما

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید