بازی دو سر باخت دامدار ایرانی

0
مصرف گوشت گوسفندی در ایران از حدود 12 کیلوگرم برای هر نفر در سال 98ـ 99 به حدود 5 /8 کیلوگرم در سال 99ـ 1400 رسیده است. این سرانه مصرف، کاهش 30 درصدی را نسبت به سال‌های گذشته در میان ایرانیان نشان می‌دهد و تحلیلگران در مورد این کاهش مصرف، گرانی گوشت و کاهش قدرت خرید ایرانیان را عامل بروز آن می‌دانند؛ ولی می‌گویند رشد قیمت‌ها در هر سال، عدم افزایش متناسب حقوق و دستمزد ایرانیان و ناتوانی از خرید باعث شده تا شهروندان ایرانی اقلام دیگر از جمله پروتئین‌های گیاهی را جایگزین پروتئین‌های حیوانی و مخصوصاً گوشت قرمر بنمایند. البته برخی از ناظران و مقامات صنفی شیوع بیماری کووید19 را در کاهش سرانه مصرف گوشت قرمز بی‌تأثیر نمی‌دانند و می‌گویند که شیوع کرونا به طور کلی خرید کالا در میان شهروندان را کاهش داده که این کاهش شامل خرید مواد غذایی و از جمله پروتئین حیوانی و گوشت قرمز نیز می‌شود.

تأثیر مستقیم و غیرمستقیم کاهش مصرف گوشت گوسفندی

در این باره که خرید شهروندان ایرانی چگونه باعث کاهش مصرف اقلام گران‌قیمت سفره ایرانیان شده است، ناظران اقتصادی و تحلیلگران اقتصاد اجتماعی نکات مختلفی بیان کرده‌اند؛ اما این نکات مورد توجه این نوشتار نیست، آنچه این مطلب به آن توجه می‌کند تأثیرهای مستقیم و غیرمستقیم کاهش مصرف گوشت گوسفندی از سوی ایرانیان بر صنعت دامداری کشور است. ناگفته پیداست که وقتی مشتری داخلی گوشت گوسفند کاهش می‌یابد میزان کشتار روزانه نیز کاهش پیدا می‌کند و در نتیجه، گوسفندها در دامداری‌ها انباشت می‌شوند. در این صورت گوسفند در سن طلایی کشتار و ذبح نمی‌شود و مانند آنچه پیش از این در مورد گوساله‌های پرواری گفته شد بود، گوسفندها به سوی پیر شدن و کاهش کیفیت گوشت حرکت می‌کنند. در این میان و برای آنکه زیان اقتصادی پیش نیاید، دامداران به صادرات دام زنده و لاشه توجه کرده و گوشت‌های تولید شده را به سمت بازارهای صادراتی روانه می‌سازند.

مکانیزم قاچاق

تقاضای اخیر برخی مقامات اتحادیه دامپروری در مورد لزوم آزادسازی صادرات برای فروش دام‌های رسوب کرده، در همین راستا ارزیابی می‌شود. در عین حال و اگر دولت برای صادرات گوشت و دام زنده راه را باز نکند، آن‌گاه خود به خود مکانیزم قاچاق پیش می‌آید که در گذشته نیز تجربه و مشاهده شده است.
مسئولان وزارت جهاد کشاورزی و وزارت صنعت، معدن و تجارت باید بدانند که نه گوسفندان برای پروار شدن و عبور از سن طلایی کشتار از آنها اجازه می‌گیرند و نه دامداران منتظر اتخاذ راهبردهای پیچیده و تصمیم‌های آزمایشگاهی می‌مانند. ممکن است کاهش مصرف مشتری ایرانی، دامداران کشور را به کاهش تولید ترغیب کند و یا آنان را به سمت قاچاق سوق دهد. در این صورت مقامات کشور، دامدار دام مولد ایرانی (گوشت داشتی) را که می‌تواند به ثروت کشور بیفراید وارد بازی دو سر باخت کرده‌اند.
نادر کریمی جونی
مقاله قبلیگلایه شالی‌کاران از راهبرد دولت برای واردات برنج
مقاله بعدیبخش کشاورزی با نوآوری بیگانه است

پاسخ شما

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید