دولت در کلاف نهاده‌ها

0
میراثی پر از حرف و حدیث، مشکلات رنگارنگ، داستان‌های عریض و طویل، رانت، اختلاس، احتکار و ویژه‌خواری، دلارهایی که عده‌ای را به عرش رسانید و اکثریتی از مردم جامعه را از یک وعده آبگوشت یا قورمه‌مرغ!
مزرعه سبز: در این روزگار، محروم و سفره‌های “مستضعفان” را کوچک‌تر و حساب‌های بانکی چند نفری را چاق‌تر و انبوه‌تر کرد. حاکمان و دولتمردان ما شاید هنوز به این باور نرسیده‌اند که ایران یک جزیره کوچک دور افتاده در گوشه‌ای کشف نشده از اقیانوس‌های جهان نیست، چرا که پانزده کشور همسایه و با مرز مشترک و صدها همسایه دیگر با مرزهای غیرمشترک دارد و باید با آنها زندگی کند، یعنی مجبور است که با آنها زندگی کند چون همیشه ده‌ها میلیون نفر در این سرزمین چند هزارساله آمده‌اند و رفته‌اند، زندگی کرده و باز هم خواهند کرد، پس باید برای طی کردن این راه دراز برنامه داشت.

این رشته سر دراز دارد

خزیدن و معتکف شدن در یک شبستان و در خیال به جنگ آسیاب‌های بادی رفتن نمی‌تواند چاره کار باشد و گرهی از کارهای فروبسته باز نمی‌نماید.
سه ماه از بر سر کار آمدن دولت جدید که خود را پرچمدار مبارزه با فساد می‌نامید؛ گذشته است و توقع عموم جامعه بر آن است تا برای تمام مشکلاتی که ریشه در فساد دارند چاره‌ای اندیشیده شود. حال با انتصاب وزیر جهادکشاورزی دولت سیزدهم و با این امتیاز که ایشان خود از اعضای کمیسیون کشاورزی مجلس بوده‌اند توقع بر آن است که گام‌هایی برای باز کردن گرهی از کلاف نهاده‌های دامی برداشته شود، چرا که استمرار اوضاع گذشته امکان‌ناپذیر است و این بیمار را هر روز رنجورتر می‌کند.
قطعا تمام دست‌اندرکاران تهیه و توزیع نهاده‌های دامی از وزارت جهادکشاورزی، بانک مرکزی و گمرک گرفته تا اتحادیه‌های دام و طیور و تولیدکنندگان و پرورش آنها می‌دانند که سالیانه بین 9 تا 5/ 9 میلیون تن ذرت، حدود 3 میلیون تن جو و 2 میلیون تن سویا نیاز داریم که با در نظر گرفتن یک ذخیره استراتژیک، باید این مقادیر وارد شوند، چنانکه در سال 99 و بنابر آمار گمرک به‌طور تقریب در این حدود نهاده‌های دامی وارد شده است و ذرت دامی با 86درصد از وزن این نهاده‌ها در رده اول قرار داشته است.
ما ناچار به واردات این نهاده‌ها هستیم و بنابراین دولت و وزارت جهادکشاورزی باید با یک دیپلماسی اقتصادی فعال وارد این عرصه شوند که مهم‌ترین اقدام، تخصیص ارز برای استمرار واردات است، چرا که هرگونه کمبود، حتی در کوتاه‌مدت بازار را وارد نوسان و بی‌ثباتی می‌کند. اما این کلاف، گره‌های دیگری نیز دارد. به‌عنوان مثال در حدود 90درصد از این نهاده‌ها در بندر امام تخلیه می‌شوند که هرگونه اتفاق یک‌روزه‌ای در آن می‌تواند تاثیر شدیدی بر زنجیره حمل‌ونقل این مواد داشته باشد، ضمن آن که وسایل حمل نظیر کامیون و قطار خود دارای محظوراتی است و باید در اندیشه بنادری دیگر بود. گره دیگر حضور دلال‌ها و واسطه‌ها است که در واقع به‌نوعی نقش دولت در دولت را دارند و هر روز قدرتمندتر شده و گستره فعالیت آنها وسیع‌تر می‌شود. دلالان نه‌تنها سامانه بازارگاه که تمام ارگان‌ها و سازمان‌هایی که پشه را در هوا نعل می‌کنند، حریف آنها نمی‌شوند و گویی آنها تصمیم‌گیرنده اصلی هستند.
علاوه‌بر آن که انحصار واردات نهاده‌ها توسط چند فرد انگشت‌شمار که دولت خود به نوعی حامی آن‌ها است؛ این کلاف را پیچیده‌تر می‌کند. اکنون دولت و وزارت جهادکشاورزی اگر می‌خواهند دست و پای خود را از این کلاف بیرون بکشند باید تصمیم فوری بگیرند، اما هیچ نشانی از اقدام دیده نمی‌شود و شاید عزمی جدی در این مقوله وجود ندارد.

ماهنامه دام و کشت و صنعت- شماره ۲۵۸- آذر ۱۴۰۰

انتهای پیام/

مقاله قبلیشیوع بیماری کشنده در حیات وحش هرمزگان
مقاله بعدیبذرکاری در زاگرس طرحی نمایشی است

پاسخ شما

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید