کدام کشاورزی؟ کدام وزیر؟!!

0

هیچ کدام 

در دنیای پیشرفته علمی امروز دیگر مفهومی به نام “علامه” وجود خارجی ندارد چرا که توسعه روزافزون دانش امکان تسلط یک نفر بر تمام علوم را غیرممکن می نماید. بر همین اساس، رییس جمهور هم یک انسان است و حداکثر می تواند در یک یا حداکثر دو شاخه متخصص باشد و انتظار اشراف بر همه ی حوزه های دانش از او هر که می خواهد باشد امری غیرمنطقی است.
نه رییس جمهور منتخب ما در ایران و نه هیچ کدام از روسای جمهور قبلی در ایران و نه هیچ رییس جمهوری در هیچ جای دنیا هرگز نمی تواند بر همه شاخه های علوم مسلط باشد، براین پایه چون اداره ی کشور کاملا در حوزه های مختلف فوق تخصصی است رییس جمهور باید یک فرد با امتیازات چندگانه برای پست وزارت برگزیند که بدون شک او هم باید تیم بسیار بزرگی از مدیران کارکشته و متخصص در همه گرایش ها در کنارخود داشته باشد که هم با وی همدل باشند و هم او را قبول داشته باشند.
در وزارت جهاد کشاورزی قبل از بررسی سوابق و مدارک و تخصص افراد ابتدا باید بخش کشاورزی را تعریف و از میان انواع کشاورزی بایستی شیوه بهینه و مطلوب راانتخاب و برای نیل به آن، مختصات کشاورزی را با تخصص و میزان دانش و مهارت و تجربه و ذهنیت و عملگرایی افراد سنجید وبهترین را برگزید. تعاریف زیادی در کتب و مقالات بین المللی وجود داردکه ما بدان نمی پردازیم و در این مجال کوتاه فقط انواع نگرش ها و شیوه های کشاورزی را بررسی می کنیم.
از نظر هدف تولید جهان ۴ نوع کشاورزی تعریف شده است :
۱- کشاورزی سنتی که معمولاً معیشتی و خودمصرفی و بخشی از نیازهای خانوار را تامین می کند.
۲-کشاورزی نیمه معیشتی- نیمه صنعتی(نیمه تجاری) که پس از تامین نیاز خانوار مازاد محصول به فروش می رسد.
۳- کشاورزی مدرن(صنعتی یا مدرن) که صرفا برای عرضه به بازار است و کاربرد تکنولوژی و مکانیزاسیون در آن توسعه یافته است.
۴- کشاورزی فوق مدرن(فوق صنعتی و فراتر از تکنولوژی های معمول) که اوج استفاده از علوم و تکنولوژی و دانش های موازی در کنار بخش کشاورزی است و کشاورزی دقیق نیز بخشی از این شیوه است.
از نظر سطح بهره برداری نیز ۳ شیوه داریم:
۱- کشاورزی خرده پا
۲- کشاورزی رده میانی
۳- کشاورزی بزرگ مالکی
که نوع کشاورزی خرده مالکی بیشتر بر استفاده از نیروی کار(عمدتا افراد خانوار) و همچنین دام مستقر است.
در نوع بزرگ مالکی مکانیزاسیون و ماشین جای نیروی انسان و دام را می گیرد.
از حیث نظام های بهره برداری انواع شیوه های خودمالکی، اجاره ای، سهم بری، شراکتی، نیمه کاری، انواع تعاونی، شرکت سهامی زراعی، کشت و صنعت و نظائر آن وجود دارد. در اراضیی که وقفی هستند کار به مراتب سخت تر است.
روش های کشاورزی مزبور شامل دولتی، تعاونی و خصوصی و بخشی هم این میانه است مثلا اجاره ای یا وقفی.
روش های سوسیالیستی بیشتر به دنبال کشاورزی خرده پا و تقسیم زمین بین جمعیت بیشتری از کل جامعه هستند و بدین سبب سطح بهره برداری کوچک و کوچکتر می شود و بر عکس در دنیای سرمایه داری بیشتر به نظام فئودالیته نظر دارد.
 از نظر علوم اقتصاد و مدیریت کشاورزی تعریفی داریم به نام “سطح مطلوب واحد بهره برداری” که اگر از یک اندازه خاص کوچک تر شود بهره برداری در آن اقتصادی نبوده و این شیوه در مناطق پرجمعیت جهان که نیروی کار که معمولا از خانواده تأمین می گردد در محاسبات ترازنامه مالی نمی آید و بدین سبب خرده مالکان چون برای خود و اهل خانواده و زمین و آب و دام و ماشین و ادواتشان کارمزدی در نظر نمی گیرند عملا متوجه آن زیان نمی شوند و چه بسا اگر خود و خانوار همین عملیات را برای شخص دیگری انجام داده و زمین و آب و دام و ماشین ها را به کسی اجاره بدهند درآمد بسیار بیشتری نصیب آنان می گردد.
  از طرف دیگر واحد بهره برداری از حدی هم بزرگتر شود مدیریت آن مشکل شده و غیر اقتصادی می گردد. بدین سبب مدیریت را به شعباتی تقسیم کرده یا مثلا کشت و صنعت بسیار بزرگ را به زیر مجموعه هایی تفکیک می نمایند.
میزان بهره وری در بزرگ مالکی به سبب امکان سرمایه گذاری و راه اندازی مدیریت زنجیره های ارزش از برنامه ریزی قبل از تولید تا پس از فروش بسیار بالاتر است.
با این مقدمه می رسیم به چالش اصلی؛ الان اگر از ده نفر صاحبنظر، استاد دانشگاه، مدیر و یا وزرای سابق بپرسید کشاورزی چیست البته من اطمینان دارم هر کدامشان بر اساس سلیقه خود یک تعریفی داشته باشند در مقالات و کتب خارجی نیز به همین شیوه است و در کشور ما متاسفانه علاوه بر آن تعاریف بخش های سیاسی و سوسیالیستی و پوپولولیستی هم از زمان اصلاحات ارضی پهلوی دوم تا الان به بدنه افزوده شده است.
 خودم تصور می کنم یکی از ذهنیت های اشتباه محمدرضا شاه پهلوی نگاه سوسیالیستی او به تقسیم اراضی بین کشاورزان و نگاهی ضدفئودالیته به این مقوله بوده و اگر چه ما همگی او را به عنوان فردی با نگاه سرمایه داری می شناسیم اگر چه طرح های توسعه ای صنایع پایین دستی عمدتاً در انحصار دولت بودند ولی سرمایه داران خاصی در آن زمان در بخش های تولیدات صنعتی اقدام به تولید برخی برندهای ملی نمودند و البته نگاه شاه توسعه سرمایه داری دولتی بود.
بزرگ مالکی در آن بخش هایی از جهان توسعه بیشتری یافت که نسبت زمین به بهره بردار عدد بزرگی بود استرالیا، کانادا و امریکا در آن طرف جهان از این نمونه بوده و در همسایگی ما قزاقستان کشور پهناور و کم جمعیتی است که این مزیت را دارد اگر چه سایه سوسیالیزم هنوز بر سر آن بوده و علی رغم وجود دشت های وسیع و حاصلخیز و آب مناسب به هیچ وجه کشاورزیش هرگز نتوانسته است به مانند آن سه کشور بشود که متاثر از همان نگاه و سایه نکبت بار کمونیستی است.
برگردیم به ایران خودمان؛ از زمانی که این نکبت رأی به بخش کشاورزی راه یافت (در تمام سطوحش یعنی شوراهای روستا و شهر و مجلس و ریاست جمهوری) ستادها بر طبل تبلیغات کوبیدند و انواع وعده ها و قول های راست و دروغ و شدنی و ناشدنی و درست و غلط را به جامعه کشاورزی داده تا رأی آنان را در صندوق به نفع خود برگردانند .
 متاسفانه برخی از آنان با همین شعارها در مسیر انتخاب قرار گرفته و برای تحقق آن شعارها که برخی از آن ها با موازین علمی و پتانسیل های منطقه ای و حتی ملی موزون نبود اصرار ورزیده و وزارتِ خاک بر سرِ مربوطه را با خاک یکسان کردند و این دخالت های بیجا از سوال و استیضاح و تهدید تا  تعویض و عزل و نصب آخرین رده های مدیریتی تلفات داد و شعارها جای برنامه های علمی را گرفت و کار به جایی رسید که از برخی تریبون ها تا مجری تلویزیون و خبرنگار و راننده تاکسی و همه جای کشور راجع به بخش کشاورزی اظهار نظر برمی خاست و هنوز هم ادامه دارد.
 سطح کشاورزی در بین جامعه آن چنان نازل شد که حتی افراد غیرمتخصص هم در کمیسیون کشاورزی مستقر شده و بدتر از آن افراد خارج از وزارتخانه که حتی یک روز در بخش کار نکرده بودند خود را مدعی بالاترین پست این وزارتخانه کرده و در بین کارکنان و مدیران بسیار ضعیف وسیاسی درون وزارتخانه هم این ادعا مطرح شده و خود را در محافل معرفی می کنند.
من هرگز ندیدم افراد غیرمتخصص راجع به کیفیت قطعات یک سفینه فضایی یا جراحی مغز و اعصاب نظر بدهند ولی به راحتی دربخش کشاورزی بسیاری خود را علامه دانسته و با دیدن پیام های کاملا اشتباه از نظر علمی در بخش کشاورزی با حرص و ولع آن را برای دیگران فوروارد می کنند بدون آن که متن آن را کامل خوانده و از صحت یا سقمش اطلاع دقیقی داشته باشند.
اختلاف نگاه دیگر در درون خود دولت است؛ دو دسته طرفداران خودکفایی در محصولات استراتژیک با دسته مقابل یعنی طرفداران تعیین مزایای نسبی از حیث اقتصادی و آب بری از سال ها پیش به مجادله می پردازند و گاه نگاه های ایدئولوژیک و سیاسی را هم با نظرگاه های خود جهت استحکام بخشی مخلوط می سازند .
 دسته اول معتقدند ناتوانی در برقراری امنیت غذایی ممکن است به عنوان حربه سیاسی و اسلحه ای برای فشار دشمنان به کشور مورد استفاده قرار گیرد و دسته دوم نگاهشان بالابردن تراز کل اقتصاد کشاورزی از طریق صادرات محصولات باارزش تجاری بالاتر  و واردات کالاهای اساسی است. بحث بعدی که به این کلیت ضربه زد ارجاع و پیوند زدن امور تولید محصولات کشاورزی به سایر وزارتخانه هاست .
یک اختلاف نظر هم بیرون دولت است و آنان هم دو دسته اند برخی مانند دولتی ها می اندیشند و کشاورزی و کشاورزان را موظف به تامین امنیت غذایی می دانند و برخی هم چه داخل و بیرون از دولت معتقدند واحد فارم با هر سطح و اندازه یک بنگاه اقتصادی است و باید چابک، بهره ور و اقتصادی و تراز مثبت مالی داشته باشد و اگر دولت امنیت غذایی را می خواهد باید مابه ازای اختلاف درآمد خالص بین محصولات استراتژیک و معمولی و لوکس را بپردازد و قرار نیست به قیمت سیاست های دولت مرکزی تولید کننده سود کمتری ببرد و چه بسا زیان هم کند در این زمینه باید پای درد دل تولیدکنندگان و اصناف و تشکل های کشاورزی بنشینید!!!
دولت بعدی باید اولاً نوع کشاورزی را مشخص کند که چه بسا تلفیقی از همه باشد ولی ذهنیت سیاستگذار به یک کفه ترازو متمایل تر باشد و آن مهم است و سپس وزیر را با این نگاه و توانایی هایش بسنجد ضمن این که این وزیر مشخص حتما علاوه بر فهم کشاورزی ایران و توان همراهی و بسیج همکاران خود، قدرت نفوذ و همراهی وزرای موازی مانند نیرو و صمت وارکان اقتصادی دولت را هم با خود به همراه داشته باشد.
و اما سوالات پایانی:
۱- کدام کشاورزی؟!
خرده پا، متوسط یا بزرگ مالکی؟!
کارگرمحور یا ماشین محور؟!
معیشتی یا تجارتی؟!
خصوصی، دولتی، تعاونی یا وقفی؟!!
خودمالکی یا وجوه متعدد غیر از آن؟!
خودکفامحوری یا صادرات محوری؟!
کشاورزی تحمیلی به کشاورزان یا اختیار تعیین نوع کشت (با سیاست های حمایتی مختلف)
۲- کدام وزیر؟!
دارای درک کشاورزی ماکرو و میکروکلیماهای متنوع ایران
دارای قدرت نفوذ بر بخش های مرتبط و موازی دولت و مجلس
دارای پذیرش و محبوبیت بین همکاران خود در وزارت جهاد کشاورزی
دارای تیم متخصص و هم اندیش و قوی و با تجربه
قطعا شما از من می پرسید این وزیر اصلا بااین مختصات در مساحت کره زمین پیدا می شود؟!!
من می گویم هست ولی با احترام به همه کسانی که نامشان را در فضای مجازی می شنویم هیچ کدام از آنان نیست!!!!
آقای رییس جمهور یک زحمتی به خودتان و مشاورانتان بدهید و به دنبال چنین فردی بگردید که اگر پیدایش نکردید یقه خودتان را دست کشاورزان ایران داده اید و هرگز وجدانتان آسوده نخواهد بود و این تلاطم ها در این وزارتخانه مهم قسمت اعظم وقت شما را خواهد گرفت و تاوان بی تجربگی دیگران را شما باید پرداخت کنید!!!!!!
۶ ماه دیگر یادتان باشد امروز من این ها را به شما گفته بودم!!!

دکتر سیدیعقوب موسوی

متخصص بیوانرژی و فیزیولوژیست گیاهان زراعی

مقاله قبلینقش گرده افشان‌ها در اقتصاد کشاورزی
مقاله بعدینمودارخوانی زلزله شناسی روشی برای نوسانات قیمت

پاسخ شما

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید