وزیر آینده جهاد کشاورزی چه کسی باید باشد؟!!

0
در این روزها و شب ها که ذهن فرهیختگان جامعه متوجه ساختار و ترکیب آینده هیات دولت است برخی از عزیزان دغدغه های ذهنی شان را به اینجانب منتقل می نمایند و نظر شخصی مرا هم با توجه به جو حاکم بر وزارتخانه می پرسند که لازم است موارد ذیل را خدمتتان عرض می‌نمایم.
– نگاه شخصی بنده به اداره بخش کشاورزی در آینده نزدیک، کمی با ابهام در آمیخته است چون به دلیل عدم تقویت ساختار هم اندیشی و انسجام تیمی، متاسفانه بیشتر دیدگاه های موجود به جای درگیری برای یک سازمان کار سیستماتیک به یک نگاه های شخصی تنزل یافته است که البته منبعث از بازخوردهای اجتماعی کل فرهنگ  ماست که تک محوری و بت پرستی در نظام زندگی ما در دوره های تاریخی به سبب گسترش نظام شاهنشاهی در ادوار گوناگون و رسوخ آن در ذهن ما نهادینه شده است و هرگز به جای فرد به سیستم نگاه نکرده‌ایم.
– قبل از طرح اسامی و گزینه های اصلی برای انتخاب و معرفی کاندیداهای شایسته برای پذیرش شغل صدرات در این وزارتخانه مهم، باید اولاً به وضعیت فعلی درون و برون آن پرداخت و ثانیا، باید هدف را شناخت و بر اساس هدف مدیران شایسته و توانمند متناسب با هدف را برگزید.
-پس از شناخت از هدف تعالی سازمانی وزارت جهاد کشاورزی باید به خواص و مختصات فرد آگاه و عملگرا پرداخت و آن گاه توانایی های افراد موجود کاندیدا برای این سمت را با میزان موفقیت احتمالی شان در دستیابی به اهداف مورد نظر به میدان عمل آورده و آزمود.
– بر این مبنا با توجه به اختلاف نظر بسیار متنوع در تعریف اهداف و فلسفه وجودی وزارت بزرگ جهادکشاورزی ابتدا باید به یک تعریف و هدف یکسان و مورد پذیرش منطقی همگان رسید سپس به دنبال فرد مورد نظر به جستجو پرداخت.
-در زمینه ی چیستی و چرایی و فلسفه وجودی وزارت جهاد کشاورزی فعلی در میان محافل علمی و اجتماعی و سیاسی به طور عام سه نظریه بیشتر در بین نخبگان رایج است:

 

الف- برخی از افراد که بیشتر نظریه پردازان مکاتب اقتصادی مختلف هستند این بخش را یک بخش پیش فرض اقتصادی صرف دانسته و نگاه‌شان به واحد فارم یا مزرعه و باغ و قلمستان و نهالستان و گلخانه و سردخانه و کارخانه و انبار و اصطبل و استخرپرورش ماهی، صرفا نگاه به یک بنگاه اقتصادی است و اگر هم بخواهند بهره وری عوامل را در تولید محاسبه کنند دست آخر به تقسیم خروجی مدل بر منابع پایه می اندیشند و خارج از مباحث ملی و سرنوشت محیط زیست به اعداد هزینه ای و درآمدی و سود و زیان می اندیشند که من اینان را افرادی دکاندار و این ایده را “مکتب مغازه داری”  نامیده ام.
ب- دسته دوم کسانی هستند که خود را در جایگاه مقام مسئول در حکومت می پندارند که نقش حاکمیت را در برقراری امنیت غذایی پررنگ تر دیده و اگر چه به ظاهر،گاه با جامعه همدردی هم می کنند ولی ته دلشان، بخشیدن آرامش به جامعه مصرف است و اینان اگر مخیر باشند رضایت مصرف کنندگان را در اولویت قرار می دهند که من آنان را عناصری حکومتی و خودخواه می نامم و جایگاه و منصب خود را بر منافع تولیدکنندگان ارجح می دانند آنان حتی اگر مانند پلنگ جامعه تولیدکنندگان را طعمه بپندارند باید از راز بقای طبیعت بیاموزند که اولا، پلنگ همه طعمه خودرا شکار نمی کند و اصلا با حیوانات باردار کاری ندارد و ثانیا، پلنگ بقای خود را در بقای شکارش می پندارد!
این دسته از دیدگاه من افسر نگهبان هستند و این دیدگاه را “داروغه ای” می نامم.
ج- دسته سوم کسانی هستند که هم تکنوکرات هستند و مسائل تولید را کاملا تخصصی می بینند و اقتصاد تولید را رمز بقا و مانایی بخش کشاورزی می پندارند و منافع بلند مدت تولید را با حفظ محیط زیست و همچنین منافع مصرف کنندگان گره می زنند و مانند دسته اول به قیمت افزایش سود، منابع طبیعی و مردم را به آتش نمی کشند و مانند دسته دوم به بهانه آرامش بر بخشی از جامعه، بر طبقه تولید کننده فشار وارد نمی سازند؛ من دقیقا نگاهم همین طیف سوم است و همیشه در عمرم به این اندیشیده‌ام که حتی اگر قرار باشد تکنولوژی های نوین هم به استمداد پیشرفت در کشاورزی طلبیده شود باید کاملا منطبق بر اصول زیست محیطی باشد و به همین خاطر با این که فیزیولوژیست گیاهان زراعی بوده ام تحصیلات خود رادرشاخه نوین بیوانرژی و بیوفیول که متضمن تامین منابع پاک انرژی برای آیندگان است به پایان بردم.
این بحث تعارض منافع اقتصادی، اجتماعی، سیاسی محیط زیستی به نظرم یک جایی باید به یک خط پایان توافق بر حفظ آینده محیط زیست بینجامد که بشر هم در این کالبد و ظرف می گنجد.

استقلال و جسارت وزیر

با این مقدمه کدام انسان فهیم و شجاع را می یابید تا برود در بهارستان گردن افراشته کند و به نمایندگان بگوید من تسلیم خواسته های خلاف محیط زیستی شما در حوزه های انتخابیه تان نمی شوم و در هیات دولت به رییس جمهور بگوید من این آدم مسئول ستادتان را هرگز به این پست حساس نمی گمارم چرا که دانش کافی برای این پست را ندارد و به تلویزیون بگوید من ریاکاری نمی کنم و هر چه واقعیت است می گویم و یقه وزیر نفت را بگیرد و بگوید باید سریعا شبکه گاز ارزان قیمت را به واحدهای گازوئیل سوز بیاوری و یقه وزیر نیرو را بگیرد و بگوید باید برق را جایگزین دیزل نمایید؟!!

 

فساد نهاده‌ها در گمرکات

یقه گمرک را بگیرد و بگوید محصولات کشاورزی میخ فولادی نیست که اگر پس از اخذ دموراژ آن ها را در انبار متروکه بردی و حراج کردی مشکلی برای مصرف کننده پیش نمی آید و اینها فاسد شدنی است و به رییس قوه قضائیه بگویید چرا باید این همه پرونده برای روسای سازمان های جهاد کشاورزی در مراجع بابت امور اراضی تشکیل شود و به نمایندگان بگوید هرگز اجازه نمی‌دهم این بخش برای آرای صندوق های شما گوشت قربانی شود؟!!!
کدام انسان را خواهید یافت که به سازمان برنامه وبودجه کشور تفهیم کند تا شما و خزانه و سازمان مدیریت بحران کشور بخواهید نامه نگاری کنیدملخ صحرایی ایران را گرفته است و دیگر اگر بودجه هم تامین کنید فایده ای ندارد!!!

برج‌نشینان طالقان و بلایی که بر سر کشاورزی می‌آید!

کدام انسان را می یابید که بیاید در تلویزیون با کشاورزانش و کارکنان وزارتش حرف بزند وبگوید درست است که من در طبقه ۱۶ ساختمان طالقانی نشسته ام ولی می فهمم شما در بیابان ها چه بلایی سرتان می آید دریغ حتی از سه کلمه حرف که بودجه هم نمی خواهد فقط قدری شعور می خواهد!!!!!
کدام انسان را می یابید که به اصلاح ساختار درون وزارت بپردازد و برای این بخش بسیار بزرگ از اقتصاد ما آن قدر جاذبه ایجاد کند تا فارغ التحصیلانش حاضر شوند به جای  سر و دست شکستن برای استخدام با حداقل حقوق، به بخش خصوصی، به روستاها و مزارع  بروند و بیش از ده برابر آن را برای خودوصد برابر آن را برای جامعه شان استحصال نمایند؟!

پیروزی عرضه و تقاضا بر قیمت‌گذاری دولتی

کدام انسانی را خواهید یافت که به جای در فکر بستن و باز کردن مرزهای کشور جهت کنترل قیمت، با قدرت دستور دهد بازرگانی آزاد است و از شرق صادر و از غرب وارد کند و کشورش را نجات دهد؟!!!
کدام وزیری پیدا می شود تا جسارت کند بر سر سیاست های وزارتخانه اش با همه منتقدان در تلویزیون و در انظار عمومی مناظره کند و منتقدانش را راضی کند که تصمیمات بهتری نبوده است که من نگرفته ام؟!!

 

وزیر مرغ و تخم مرغ

کدام وزیری را پیدا می کنید که بزرگترین دغدغه ذهنی اش مسئله بسیاربسیار ساده مرغ و تخم مرغ تمام مغز و روح و جسمش را فرا نگرفته باشد و به مسائل خیلی خیلی مهمتری بپردازد؟!!
کدام وزیری را می یابید که تک بعدی فکر نکند و فقط به آبخیزداری یا باغبانی یا دامپروری نیندیشد و به کشاورزی پایدار وبسترهای اجتماعی اقتصادی و زیست محیطی آن بنگرد و تنوع زیستی وژنتیکی سرزمین پهناور ایران را به جای تهدید یک فرصت و ثروت بداند؟!!!

وزیر رها شده از دست سیاسیون!

کدام وزیری را می یابید که مثل شیر یقه خود را از دست سیاسیون در بیاورد و یقه همه را بگیرد و به آنان تفهیم کند اگر کشاورزان و همکاران من نباشند همه شما از گرسنگی خواهید مُرد پس این همه بر ما منت نگذارید نظام بانکی و صنعتی و حمل و نقل و گمرک و قضایی و انتظامی و امنیتی همه و همه باید در خدمت بخش کشاورزی باشند همچنان که از زمان آدم ابوالبشر ما در خدمت همه آنان بوده و هستیم و خواهیم بود!!!
اگر چنین کسی را یافتید به آرامی نامش را در گوش یکدیگر زمزمه کنید تا باد نام آنرا به سایت نفس تازه دات آی آر برساند.

دکترسید یعقوب موسوی

دکترای تخصصی کشاورزی 

مدیرعامل سابق  شرکت جهاد سبز و عضو هیات مدیره موسسه جهاد تحقیقات

مقاله قبلیسموم دفع «آفات» یا «انسان»
مقاله بعدیالگوی کشت نقطه، سرِخط!

پاسخ شما

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید